no related item

شنونده: 2
دریافت: 12
بازدید: 410

فروردین|96

04

15:0

فرهنگنامه

اقتباس ادبی در تئاتر ایران

ایران صدا : در این برنامه به بررسی اقتباس ادبی در تئاتر ایران می پردازیم و ابعاد مختلف آن را بررسی خواهیم کرد.

کارشناس/مهمان: احمد خالصي, امين خرمي,  

در علم بدیع عدّه‎ای معنایِ اقتباس را با معنایِ تلمیح یکسان دانسته‎اند و تفاوتِ این دو را در این دانسته‎اند که در اقتباس ما شاهدِ پژواک و انعکاسِ اثری دیگر هستیم؛ حال آن که در تلمیح به‎طور مستقیم به نامِ اثر یا شخصیتی اشاره شده و از آن در جهتِ خلقِ تصاویرِ شاعرانه و باروریِ اثر استفاده می‎شود.
در زبانِ انگلیسی نیز لغتِ adaptation به‌معنایِ سازگاری و سازش‌پذیری به‎کار می‎رود.
امّا اقتباس در اصطلاحِ ادبی عبارت است از فرآیندی که در طیِ آن اثری با تکیه بر اثری دیگر خلق می‎شود. اثرِ مبدأ نه ‎تنها الزاماَ از همان قِسمِ ادبی نیست، بلکه می‎تواند دامنه‎ای گسترده‎تر داشته و از یک شعر و داستان کوتاه گرفته تا پاورقی‎هایِ یک روزنامه را در بر گیرد.
اثری که دستمایه قرار گرفته را «اثرِ اوّلیه» و اثر جدید را «اثرِ ثانویه» می‎نامند. البته این بدان معنا نیست که اثرِ ثانویه فاقد استقلال بوده و از قدرتِ کمتری برخوردار است. باید توجّه داشت که آثار اقتباسیِ موفّق آثاری هستند که قائم ‎به‎ذات بوده و به‎تنهائی قابلِ بحث و بررسی باشند.
به‌طورِ کلّی این تصوّرِ عمومی در میانِ مخاطبان غالب است که می‎پندارند که اگر به‎فرض نمایشنامه یا فیلمی بر اساسِ یک رمان نگاشته یا ساخته شد، هرگز توفیقِ آن رمان را تکرار نخواهد کرد. این امر یکی از دلایلی است که برخی کارگردانان و نویسندگان را از خلقِ آثارِ اقتباسی برحذر می‎دارد.
با این‎همه، چنین تصوّری صحّت ندارد. غالبِ آثار آلفرد هیچکاک اقتباسی هستند. اشیل، سوفکل و اوریپید نمایشنامه‎هایشان را از حماسه‎ها و اساطیرِ یونانی اقتباس کردند. قرن‎ها بعد ژان راسین نمایشنامه‎هایش را بر اساس همین آثار به‎رشته تحریر در آورد و در قرن بیستم ژان آنوی و ژان کوکتو نیز چنین کردند.
حتّی سارا کِین، نمایشنامه‎نویس نابغه انگلیسی نیز بر اساس اسطوره فدر، نمایشنامه دلدادگی فدر را نوشت. ناگفته پیداست که این چشمه همچنان جوشان است و هر یک از این آثار در جایِ خود قابل بحث و نقد و بررسی هستند.

آنچه مسلّم است این که نمی‎توان برایِ پدیده‎ای چون اقتباس مبدأ دقیقی مشخّص کرد. می‎توان در بستری وسیع‎تر چنین در نظر گرفت که هرگونه فعّالیّتِ هنری با هر سبک و مکتب و دوره‎ای که باشد، ریشه در زندگیِ هنرمند و بالتّبع، روزگارِ او دارد. همین «ریشه داشتن» یعنی اقتباس.
­اقتباس هم می‌تواند آزاد Loose Adaptation باشد و در آن حال و هوای كلی اثر، بخشی از آن، شخصیتی، یا حتی یك عنوان حفظ گردد و هم می‌تواند كاملا وفادارانه Loyal Adaptation باشد و در آن داستان اصلی، شخصیت‌ها و حتی گفتگوها را تا حد ممكن حفظ كرد.
همیشه این رابطه برگشت‌ناپذیر بین نویسنده و نمایشنامه‌نویس وجود داشته كه اثر ادبی در فرآیند تبدیل شدن به اثر نمایشی، به مرتبه نازلتری نزول می‌كند، نوع نگاه از بالا به پایین نویسندگان ادبیات داستانی به تئاتر و پیامدهای آن هم به نظر اجتناب‌ناپذیر می‌آید.
اما با همه این گله‌های تاریخی و حرف و حدیثی كه بدل به جزء لاینفك روند اقتباس ادبی در تئاتر شده، تكیه‌گاه محكم ادبیات همواره پشتیبان هنر نمایش بوده و تئاتر هم بهره خوبی از این وجه برده است.
وقتی به روند و شیوه‌های اقتباس ادبی در تئاتر دقت می‌كنیم، به نظر می‌آید پیشرفت در همه عرصه‌های زندگی و به نوعی ورود به عرصه مدرنیته به گونه‌ای اجتناب‌ناپذیر بر لایه‌های مختلف این روند هم تاثیر گذاشته و رویكرد به اقتباس همچنان در حال تغییر و تحول است.
اولین اقتباس‌های نمایشی از آثار ادبی برجسته در شرایطی صورت گرفتند كه به‌نظر می‌آمد تصویر صحنه‌ای محض بتواند وجه موفقیت یك اثر ادبی را تكمیل كند، بدون آن كه تلاش شود چیزی به آن بیفزاید.
به گفته دیگر نوع تصویر كردن صرف آنچه در كتاب و رمان به رشته تحریر درآمده، نیاز اولیه‌ای بود كه هنر نمایش و نمایشنامه‌نویسی باید به آن پاسخ می‌داد. كمی بعدتر بود كه كاركرد تصویر صحنه‌ای و چگونگی شیوه‌های تصویرسازی صحنه‌ای به كمك آثار نمایشی آمد تا اقتباسی به نوعی جامع‌تر از یك اثر داستانی ارائه شود؛ اقتباسی كه زبان حال تئاتر باشد و تصویر و روایت تصویری موجود در آن، دخل و تصرفی در محدوده مجاز خود در یك اثر ادبی انجام دهد.
اقتباس ادبی و پیوند آن با تئاتر در ایران تا به امروز بسیار كمرنگ بوده و كمتر نمایشنامه‌نویسی دستمایه‌های ادبی را به عنوان مصالح اولیه برای ساختن یك اثر نمایشی موفق و آبرومند به كار برده است.
تئاتر و نمایش از همان روزهای آغازینش، وامدار ادبیات كلاسیك و در ادامه وامدار ادبیات نو گردید و پس از آن در تعاملی پویا با آن قرار گرفت. همواره چه از منظر غنای محتوایی و چه به لحاظ ساختار روایتی، نمایشنامه وابستگی تردیدناپذیری به عناصر برجسته ادبیات از جمله قصه و داستان و شخصیت‌پردازی داشته است. از همین‌روست كه برجسته‌ترین آثار تاریخ نمایش، همواره اقتباس‌های درخشان از ادبیات بوده‌اند.
گفتنی است این برنامه پیش از شبکه رادیویی صدای آشنا پخش شده است.

تهیه کننده اینترنتی: ويدا بابالو

دبیر سرویس: علي جعفري فوتمي

سرویس فرهنگ و هنر

منبع : راديو صداي آشنا

تهیه کننده برنامه اصلی : مرضيه طبرستاني,

گوینده : زهرا تقي ملا,

نویسنده : سعيد اسلام زاده,

کلید واژه : اقتباس ادبي, تئاتر, اقتباس در تئاتر, اقتباس,

تصویر تکمیلی برنامه

 

 
مدت:

52':53"

 

52':53" | صدای اصلی برنامه

 

ایمیل شما:

email icon